زندگی دوباره با حرز
بعد از همراه کردن حرز و دعای دفع سحر، احساس کردم خون در رگ هایم جریان پیدا کرده و گرما به بدنم برگشته است.
داستان من از 15 ، 16 سال پیش زمانی که نوجوانی 16 ساله بودم شروع می شود. یک روز عصر در خانه تنها بودم که ناگهان به نحوی که گویا کسی ضربه محکمی به گردنم بزند ضربه ای بر من وارد شد(در حالی که هیچ کس در خانه نبود) و به صورت غیر ارادی شروع کردم به داد و فریاد کردن و به هم ریختن وسایل تا آنجایی که همسایگان داخل خانه ما ریختند و مرا گرفتند. بعد از این قضیه حالات غیرعادی در خودم زیاد می دیدم. با مشورت با بزرگانی که آشنا با بحث ماوراء بودند و با توجه به اینکه در اطرافیان ما اشخاصی هستند که معروف به استفاده از سحر و جادو هستند به این نتیجه رسیدند که این حالات اثر سحر یا اجنه است. آنقدر وضعیتم بقرنج شده بود که مجبور شدیم برای دور شدن از آن افراد منزلمان را از تهران به همدان منتقل کنیم. خلاصه یکی از اثرات این وضعیت این بود که بدن من کاملا سرد بود در حدی که دکتر از این حالت بدنم تعجب می کرد. بعد از این در و آن در زدن بسیار به این نتیجه رسیدم که اسباب ظاهری دردی درمان نمی کند و باید فکری دیگری کرد که با این حرز و دعای دفع سحر آشنا شدم که بعد از همراه کردن حرز در هفته اول احساس کردم خون در رگ هایم جریان پیدا کرده است و گرما به بدنم برگشته است. از خدا میخواهم مابقی اثرات این حالت را به واسطه این ادعیه پر برکت از من دور کند . انشاءالله . . .
دیدگاه خود را بنویسید